▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

یادمه موهاشو ریخته بود روی سینه ام... سرش خیلی ملایم فشاری به بازوی چپم میاورد... نبضم به وضوح احساس میشد... با انگشتش روی دستم می نوشت:


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

چی باعث میشه که فکر کنی

کسی که به همه دروغ میگه،

خودش از این قاعده مستثناست؟

+ نگارنده مطلب: متین | |

فردای آن روز

دلت از قصه ها پر است

چشمت را که میبندی

افسانه و اسطوره ای

همیشه در یاد ها جاری

همیشه بر دل ها استوار

خط مشی زندگی را

با یک بوسه ی بی هوا بنویس

+ نگارنده مطلب: متین | |

اونی که شب بعد از همه ی ماجراها، پیش دلت بر میگرده

منم

اونی که نقشه های فردا را به هم میزنه

منم

این تویی که خاطره میسازی

اونی که  روزها را مشکی میکنه

منم

+ نگارنده مطلب: متین | |

بودن با تو، یک صبح دیگر است

یک طلوع زیبایی

با صدای دلبر است...

از همین امروز

ما شروع می شویم

غرق در یک حضور

لحظه لحظه می شویم

...

+ نگارنده مطلب: متین | |

موسیقی کلام من،

لای گیسوان تو معنا می شود

وقتی که صاف و سیاه،

سرازیر می شود از میان انگشتانم

ناخواسته می نویسم از عمق وجودم

از سرچشمه ی احساس

از تو می نویسم

از خودم

قلبم

...

+ نگارنده مطلب: متین | |

بعضی ها هم لیاقتشان همین است

«سگ محل شدن»

پیراشکی نوشت: درصد عذاب وجدان: صفر

+ نگارنده مطلب: متین | |

و ماتم زده در غم هجران

پر از هیاهوی خیس رگبار بهار

قدم زنان روی سنگفرش ها...

به کجا می رسد جاده ی بی تو بودن

پس چرا جا مانده سوار قصه ها...

+ نگارنده مطلب: متین | |

بعضی ها، وقتی به مشکلی بر میخورن، یاد آدم میافتن...

اما میشد از موهای خیسش

دکمه های باز جلوی مانتوش

و دست های سفیدش فهمید...

راحت میشد از نگاهش فهمید

هیچکس دیگه توی این شهر واسش نمونده...

و من فقط کافی بود یک کار بکنم


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

در این رابطه یا جای من است

یا دروغ

همین که او آمد

من می روم

...

+ نگارنده مطلب: متین | |


Design By : MATIN