▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲ | بهمن ۱۳۹۱ meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

وقتی دور و برت شلوغه و کسی محل نمیده

وقتی از همه چیز خسته شدی و زندگی یکنواخته

از درون یه حس سر کشی داری

یه شیطنت خاصی توی نگاته

اونوقت میتونی به اندازه ی چند ساعت از روزمره هات جدا بشی و

با بدترین کسی که تا حالا توی زندگیت دیدی باشی

قلبت تند تند میزنه و با هیجان غریبی روبرو میشی

این لحظه ها را هیچوقت فراموش نمی کنی

با یک خنده ای از سر بدجنسی

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

روزی که کوچکترین یادی از من در دل نداشت...

گفتم

ما را می شناسی؟

گفت نه!

گفتم پس یادت نیست

روزگاری، من و تو، ما بوده ایم...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

اگه هر کار بهت گفتن، بگی چشم

میشی "خوب"...

اگه هر طور که خواستن زندگی کنی

اگه از چیزی که هستی فرار کنی

اگه چیزی نپرسی... نخواهی... نبینی

در این صورت از آدم بودن چیزی کم نداری...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

این روز ها به قدر چند نقطه

"سکوت"

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

گاهی یه دنیا داری و یه آدم

گاهی یکی میشه دنیای آدم

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

یه روز یکی میاد توی زندگیت،

از همه بیشتر دوستش داری...

اون کسیه که نوشته هاتو نمیخونه

حرفاتو نمیشنوه

و از تمام چیزهایی که به خاطرش از دست دادی،

بی خبره...

همون کسی که بیشتر از همه بهت دروغ گفته

همونی که میره و واسش مهم نیست...

...

دوست داشتنتم دیدیم...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN