▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
لابه لای احساس این کلمات... اینک از نسیم دلت بگو وقت نو شکفتن اولین دیدار ... دلم احساس اون لحظه را می خواد یه بار دیگه وقتی داری اطرافتو می گردی که منو پیدا کنی خیره بشم بهت و بگم ... خودت می دونی چی میگم... راستی... دلم همون درخت و همون کلمه ها را می خواد وقتی که فهمیدم، تو خودتی... میخوام زیر سایه ی شب باشم... نورش سنگینی میکنه... دلم میخواهد بروم به جایی، زندگی کنم... جایی که هیچکس مرا نشناسد هیچکس حتی نگاهم نکند. کاری با کسی نداشته باشم؛ تا عمر دارم غریبه باشم... می خواهم این بار خودم باشم... که میدونی، میتونی... هر کاری بخواد واسش میکنی... من دستامو حلقه کردم تنم گرمه... قلبم آرامش بودنتو داره چشمامو میبندم تا از این رویا بیدار نشم...
ادامه مطلب
| Design By : MATIN |
