▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
صورتم زیر خیمه ی موهای صاف و بلندی بود که دور تا دور سرمو گرفته بود... طوری نگاهم می کرد که ضربان قلبم بالا رفت... هیچ حرفی نزد فقط خوششون میاد بعضی ها به چیزهایی که دارند راضی اند بعضی ها میگن به اندازه ی کافی خوبه... این بعضی ها شاید آروم باشن ولی باتلاق وقتی به وجود میاد که آب آروم میگیره... آب زلال را باید توی رودخونه های خروشان جست شاید اولش گل آلود باشه ولی بعد همه چیو میشوره و خودش میمونه و تکاپوش میخوای بدونی بود و نبودت واسه ی کی مهمه؟ یه کلمه بهش بگو «بای!» اگه هزارتا دلیل واسه با هم بودن آورد اگه بیتابی کرد اگه دست از سرت بر نداشت اگه دیدی بهم ریخت و دررفت بدون که میخوادت اما اگه دیدی راحت قبول کرد یا گفت خب حالا که تو میگی باشه یعنی تازه به حاجت دلش رسوندیش ... ریتم آهنگم تو بودی اگه کارگردان بودم نقش اولم تو بودی اگه از احساس میخوندم اوج آوازم تو بودی حالا که شعر میگم شاه بیتم تویی، تو گاهی بی رنگ، گاهی رنگین گاهی از دست تو میرم گاهی بی حرف، گاهی سنگین دوست داشتم تو بهترین حضورش بودی نه عمیق ترین غم هاش ... یا اگه حرفی زدی انسان باش، شرف داشته باش... روی حرفت بمون بهش «عمل» کن دیگه آدم موفقی هستی نه... خوشبختی یعنی همون کاری که خودت دوست داری شاید حتی یه روز با هم بودن تورو خوشبخت تر از همه ی اونایی کرد که یک عمر کنار هم بودن خودش هم میدونه... نمیدونم فقط چه اصراری به دوست داشتنت داره! شاید میخواد یکیو دست بندازه کسی چه میدونه...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : MATIN |
