▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
معصومیتی که در وجودت نهفته است، روز به روز ضعیف تر میشه! و تو فقط داری بزرگ و بزرگتر میشی... هم خودت، هم جهان اطرافت. قلبت میشه یک نقطه در مقابل یک کیهان! کافیه یک روز غفلت کنی تا ببینی چقدر این دل، از دنیای ماده عقب افتاده. پس احساساتی بودن کار هر کسی نیست... برای اینکه درون وجودت صورتی و خوشگل باقی بمونه، باید خیلی تلاش کنی؛ باید با هم بزرگ شید، باید با هم بزرگ میشدیم! ولی نشد... من دیدم خودمو وقتی دست قلبمو ول کردم تا دیگه دنیای گذشته را پشت سر بذارم. و حالا شدم کسی که میترسیدم بشم... بزرگ شدم! شدم مثل بقیه، توام «واسم» شدی بقیه. میدونستی بهترین آدم ها، برای اینکه وارد دنیای احساسیشون بشی، آدم های تنهان. اون موقع تنها آدم دنیای اون ها میشی... ولی وقتی با آدم های تنها دوست میشی، باید خیلی مراقب باشی! آدم های تنها مثل بقیه نیستند... آدم های تنها، تنهایی را دوست دارند. آدم های تنها، میدونند چطور از تنهاییشون نهایت استفاده را ببرند. پس باید خیلی خیلی محتاط باشی؛ چون اگر ثابت کردی، که لیاقت بودن توی تنهاییشون را نداری؛ از دنیاشون پرتت میکنند بیرون. اونوقته که تو، حسابی، تنها میشی... من روی تخت خوابیده بودم و اون هم طبق معمول کنارم نخوابیده بود... همونجا، با مقدار کمی فاصله از سر من... نشسته سرد، به خیال خودش طبیعی، مدام حرف میزد و من ... از قدیم گفتن مرگ و زندگی دست خداست! ولی همین خدا به انسان آزادی عمل داده! پس مرگ و زندگی دست ما هم هست... حالا در نگاه اول، تصمیم برای کشتن و گرفتن زندگی، خیلی ترسناک و سخته ولی چیزی که باید بدونی اینه... ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : MATIN |
