▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲ | آبان ۱۳۹۱ meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

میدونی درد یعنی چی؟

یعنی واسه عزیزت از ته دل حرف بزنی و

بهت متلک بندازه

یعنی سفره ی دلتو واسه کسی باز کنی

که عمیقا دوستش داری و

بهت بگه به من چه...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین|

گاهی آدم از احساس لبریز میشه و

اون موقع است که دلش یه نفر را میخواد کنارش

یکم بهش عشق بورزه...

جای همتون خالی

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین|

لبات سهم کی بود؟

من که فقط حسرتتو خوردم

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

با تمام تنش توی تنم می پیچید و میگفت

عاشق بوی توام

...

یه روز وقتی بیدار شد

جای خالی من

یه اسپری و یه عطر بود

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

میاد اون روزی که دیگه اون نمیاد...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

لذت با هم بودن

به آزاد بودنشه...

به اینکه

خودش بخواد...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

وقتی دست های گرم و مردونه ات

روی گودی کمر برهنه اش می لغزه و

اتاق پر میشه از صدای نفسی که 

تازه از سینه بیرون کردی...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

چه بنیان بی وفایی

تو را از هر آنکه می گیرم،

کسی تو را ز من می گیرد...

گویی بام این جهان را با جدایی ریخته اند

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

کوچه هایم را غرق شادی کن

این را می گفت و میرفت، 

بی هیچ کم و کاستی...


صبح که میشد

رو برویم ایستاده بود

نگاهش را به چشمانم خیره می کرد...

کمی صبر می کرد...

لقمه در دهانش غلت می خورد و من

آرام نشسته بودم


آخر این من بودم که ایستاده،

قدم ها را تماشا می کردم

از بلند ترین پنجره ی این حوالی

جایی که رویی به سمت آن

بر نمی گشت


و من از پشت فضایی شوم

صدای تکه تکه ای را می بلعیدم:

که من از قلب خودم

بیزارم...


+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

درد بعضی از ماها را نمیشه شنید

درد بعضی از ما به جایی نمیرسه

نه کسی میبینه

نه میتونیم بروزش بدیم

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

میدونستید ما هم احساس داریم؟

شاید از بیرون معلوم نباشه

ما هم درونمون عضو زنده داریم

...

گاهی یک جفت چشم

هرچند بد،

انتظار لحظه ای... جایی یا یکی را میکشه

یکی که هیچوقت نیست،

یا نمیاد

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

اسم بعضی ها اینقدر بزرگه 

نمیشه به زبان ما صدا کرد

وجود بعضی ها اینقدر بزرگه 

نمیشه اونا را توی هر دلی جا کرد

ولی واسه اوج گرفتن یه بادبادک

نمیشه بند نازکشو رها کرد

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN