▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
واسه اینکه وقتی مثل الان از این فشار بی امان، صدای در هم شکستن استخوان های خودم را می شنیدم؛ میرفتم کنارش و دو نفری می نشستیم داخل سکوت دلنشینش جایی که هیچ چیز شکسته نمیشد... نه استخوانی، نه دلی، نه نگاهی... جایی که هیچوقت هیچ سکوتی شکسته نشد.
دلم واسش تنگ شده
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
