امروز چشمم به یکی افتاد که خیلی شبیه تو بودمثل تو بین این همه آدم میدرخشید... فقط
فقط صدای تو رو نداشت... وقتی شروع کرد به حرف زدن،
یاد نرمی صدات بی اختیار دستهامو برد روی گوشهام...
طوری که بهش خیره شده بودم و صدای تو توی ذهنم، نوازش گر این لحظات بود.