این دل دیگه دل نیست... meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

«ای کاش ثانیه ها اینقدر لحظه های با تو بودن را به یاد نمی آوردند.»

همه از تنهایی بدشون میاد. وقتی تنها میشن گریه اشون می گیره... 

مردم از تنهایی که دست دور گردنش انداختند، فرار میکنند. 

وقتی بغض گلوت را میگیره بهتر اینه گریه کنی 

تا اینکه الکی بخندی و فکر کنی، "خنده دوای هر دردیه..." 

وقتی تنها شدی دوای تنهاییت همونه که کسی کنارت نباشه... 

که بین هزار نفر راه میری و انگار نه انگار که تو هم توی این دنیایی... 

اصلا دلت نمیخواد جواب سلام این و اون را بدی... 

مردم بهت میگن درون گرا... فکر نکنم گرایشی به درون باشه... 

که وقتی هزار نفر از جلو چشمت رد میشن، تو هنوز محو همون پاکی نگاهشی... 

صداش مثل همیشه هوش از سرت برده و 

قدم روی بال عطری که با خودش میاره میذاری... 

تنهایی اینه که هیچوقت نمیخوای ازش جدا بشی 

نمیخوای لحظه ای کسی باهات باشه که بخواد تورو از یادش جدا کنه... 

نمیخوای دستای کسی را لمس کنی، وقتی هنوز گرمی دستهاش روی دل نازکت حس میشه... 

دلی که الان هرجای این دنیا ممکنه باشه... 

تنها جایی که داره اینه پیش اون باشه.

«م.ر.متین»

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN