دیدار عید... meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

امروز به دیدار عزیزی رفتم.

« تا سلامی و به لبخند تری / شاه بیتی در کنار مرحمی »

مردی از حوالی عشق...

« خسته از گرد و غبار زندگی / استوار و مهربان و سادگی »

با استقبال فراوان ما را پذیرفت...

« باز از نو این نوا را ناله کرد / روی خوش را در نگاهم تازه کرد »

بسیار در همین محفل چهار و نیمی بیش

« از درون باید که بیداری بود / کارها بسیار و بیکاری بود »

آرزویی کردم از درون، برای دلهای تنهایمان.

یاری و دلگرمی آزادگان / یاد خوش یار بسی خوش تر است

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN