▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲ | 9 meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

9

خداوند دنیا را در ابتدای "بهار" خلق کرد. دنیایی پر از موجودات متفاوت. اما هنوز جای یک موجود خالی بود.

در هفت روز اول سال، کل جهان هستی آفریده شد. حال 24 روز فرصت باقی است برای «اشرف مخلوقات»

در آن زمان ها، طول شبانه روز یک ساعت بود پس از 24 ساعت انتظار، نوبت به خلقت آدم فرا رسید.

آفرینش بر آن شد که هر روز یک نور، همانند رازی در صندوقچه ی اسرار، در وجود آدم نهادینه شود..

(عدد یک 1) اولین روز از ماه اردیبهشت، "صبر که حاصل آن تجربه" هم بود به آدم hعطا شد.

روز دوم، (عدد دو 2) "ابتکار و خلاقیت"

و همینطور به ترتیب، هر یک روز که می گذشت یک هدیه برای آدم آوردند

روز سوم و چهارم، (عدد سه و چهار 4 و3) دوقلوهای "کنجکاوی" و "علم و دانش" بودند که درون آدم را تشکیل دادند...

روز پنجم، (عدد پنج 5) "شک و ترس"

روز ششم، (عدد شش 6) "احساس..."

در روز هفتم، (عدد هفت 7) "شجاعت و مهارت" هدیه ی آدم شد

روز هشتم، (عدد هشت 8) آدم "نیرو و توانایی" گرفت، تا از جای برخیزد... اما

یک هدیه باقی مانده بود، با وجود تمامی آنچه که این مخلوق در درون خود داشت، هنوز کامل به نظر نمی رسید... بنابراین خداوند تصمیم گرفت که برتری آدم نسبت به دیگر موجودات را در آخرین هدیه اش به او بدهد.

و سرانجام،

روز نهم، (عدد نه 9) نوبت به هدیه ی آخر رسید.

هدیه ای که تمامی موجودات انتظار دیدن آن را می کشیدند، و آن هم در روز نهم به آدم داده شد

و آن هدیه این بود

خداوند از "روح خود" در آدمی دمید

و پس از آن بر خود آفرین گفت...

زیبایی خداوند، عشق را به وجود آورد و روح الهی او، زمینه ساز نهایت درجات شد.

روز نهم اردیبهشت، روزی که خداوند جلوه نمایی کرد

روزی که آدم، "پرتو حسن" معبودش را دید.

پس تمامی فرشتگان و عرشیان بر وی سجده کردند.

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN