...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر رهگذر از دور که می آمدی، آماده بودم از کنارم که رد می شدی و من کنار جاده بودم لحظه ای توقف، مسافرم شدی، دل به بیراهه های من بستی... «تو دیگر مسافرم نیستی.»رهگذر، رفتی و من هم چنان ایستاده بودم. + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
رهگذر از دور که می آمدی، آماده بودم از کنارم که رد می شدی و من کنار جاده بودم لحظه ای توقف، مسافرم شدی، دل به بیراهه های من بستی... «تو دیگر مسافرم نیستی.»رهگذر، رفتی و من هم چنان ایستاده بودم. + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
از دور که می آمدی، آماده بودم
از کنارم که رد می شدی و من کنار جاده بودم
لحظه ای توقف، مسافرم شدی،
دل به بیراهه های من بستی...
«تو دیگر مسافرم نیستی.»
رهگذر،
رفتی و من هم چنان ایستاده بودم.