کاش بیشتر بمونی... meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

امروز صبح منتظرش بودم، امشب از راه رسید،

دستهاشو گرفتم... یهو دلم لرزید

خنده ای پشت لب هامون تقلا می کرد

نگاهش میکردم، نگاهم می کرد

مدت زیادی نبود که رفته

ولی چه خوب از دل نگرانی بیرونم آورد و گفت

متین، همه چیز مثل قبله


ادامه داشت...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN