▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
زهرا هنوز سراغ فاطمه را میگیره... ما فقط سکوت می کنیم. به هر کسی که میبینه میگه تو خواهر منو ندیدی؟ نکنه خواهرم گم شده؟ زهرا فقط چهار سالشه... خواهرشو بیشتر از مادرش دوست داره... زهرا پاهاش آسیب دیده... نمیتونه راه بره به ما میگه: «من راه رفتن یادم رفته...» صورتش کبود شده... ولی ما به روش نمیاریم... همه ی آینه ها را پوشوندیم... زهرا فردا بعد از چند روز، میتونه مادرش که تحت مراقبت ویژه، بدون ملاقات، بوده ببینه واسش دعا کنید که مادرش سالم باشه... خودش سالم باشه... واسش دعا کنید که راه رفتن یادش بیاد... واسش دعا کنید که با نبود فاطمه کنار بیاد...
ما زهرا را خیلی دوستش داریم...
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
