▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
هرچند شاید گفتن من خیلی تاثیر می داشت، ولی خب نگفتم. خیلی خاص شعر میگه اصلا با حس و حال آدمیزاد جور نیست، ولی وقتی میاد میشینه و کتاب شعرشو باز میکنه و میگه متین، بیا واست شعرامو بخونم... خیلی خوشم میاد ازش... گاهی هم بهم تکیه میزنه... از این کارش هم خیلی خوشم میاد... هیچوقت رک نمیگه چه حسی به دلم داره... ولی وقتی توی اون باد و توفان میاد دوربینشو میده دست من و میگه ازم عکس بگیر... کنار اون صخره سنگی که میشینه و مثلا ژست میگیره... راحت توی چشمهایی که پشت اون عینک آفتابی بزرگش قایم کرده میشه فهمید که... راستی اون از اینکه اینقدر سیگار میکشه، ناراحت نیست.
| Design By : MATIN |
