▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
چند شب پیش، دست هایی را گرفتم که واسه ی اولین بار، از دست های من سرد تر بود. چشم هایی را دیدم که از چشم های من عمیق تر بود از خجالت گرمی وجودش که من احاطه اش کرده بودم، چشمامو بستم و هیچی نگفتم... «م.ر متین»
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
