غرق نگات meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

تا حالا شده داغون و خسته باشی، ولی از درون شاد؟

تا حالا شده سیاه و کبود باشی، اما از درون آزاد؟

تا حالا شده درونت زشت و کثیف باشه،

اما این بیرون یه جفت چشم زیبا و یه نگاه آسمونی داشته باشی...

یه چهره ی معصوم و پاک؟


امروز نگاهی دیدم که خیره به این چشم ها بود...

نگاهی که اینقدر عمیق بود، 

که به این راحتی فراموشش نمیکنم...

تا حالا چشم های زیباتری هم دیده بودم

ولی،

آدم هر چشم زیبایی را دلش نمیخواد...

واسه هر چیز زیبایی، 

سرش به سنگ نمیخوره... خون نمیاد...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN