▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
می پرسید چرا گفتم قبلا؟ به خاطر اینکه بعد از ستاره ها، علاقه مندی های بهتری پیدا کردم، که دیگه به ستاره ها توجهی نکردم! همینطور پیش میرفت... علاقه مندی جدید پیدا میشد و قبلی از یاد میرفت... تا اینکه... تا اینکه به آخرین چیزی که توی زندگیم می خواستم رسیدم مطمئن بودم بهتر از این نیست و اگر هم باشه من همین را میخوام دو دستی چسبیدم بهش... ولی یک روز واسه همیشه از دستش دادم بعد از اون روز هر کاری کردم دیگه نتونستم به ستاره ها علاقه مند بشم... «م.ر متین»
من قبلا خیلی ستاره ها را دوست داشتم.
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
