...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر آبی دیروز از بلندای مکانی که بودیم، هوای آلوده ی شهر را میدیدیم.با دوستان بودیم...وقتی همه ی چشم ها دنبال اشاره ی دست دوستم به سمت آسمون رفت،من رنگ مورد علاقه ی تو رو میدیدم.«م.ر متین» + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
آبی دیروز از بلندای مکانی که بودیم، هوای آلوده ی شهر را میدیدیم.با دوستان بودیم...وقتی همه ی چشم ها دنبال اشاره ی دست دوستم به سمت آسمون رفت،من رنگ مورد علاقه ی تو رو میدیدم.«م.ر متین» + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
با دوستان بودیم...
وقتی همه ی چشم ها دنبال اشاره ی دست دوستم به سمت آسمون رفت،
من رنگ مورد علاقه ی تو رو میدیدم.
«م.ر متین»