مثل آب خوردن meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

می دانی دیگر آب خوردن به سادگی قبل نیست

این روز ها تشنه می شوم

تشنه می مانم...

لب هایم که ترک خورد،

سینه ام سرخ که شد...

می روم سمت آب

لیوانم را نیمه می کنم

وقت نوشیدن جام است

همه چیز سنگین می شود

نگاهم به انعکاس خودم...

تمنای این آب از چشمانم بالا می رود

نمی شود، نمی توانم

ظرف را کنار می گذارم...

سرم را زیر هجوم بی وقفه آن خم می کنم

دهانم سنگ شده

باز هم نمی شود

یاد دست های تو می افتم و

یاد زخم های خودم

کف دستم را بهانه می کنم

سرازیر می شود سمت من

از سد گلویم پایین نمی رود

سخت است ولی هر دفعه با بغض فرو می دهم.

می دانم هنوز هم دست هایم آلوده است

اما چه کنم،

کمی از مزه ی تو را دارد...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN