▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
چشماتو
میبندی و میگی فقط امشب اون
تورو قبلا ندیده، تو هم اونو نمیشناسی حتی
باهاش حرف نمیزنی نه
سوالی، اسمی، کار اضافی مثل
یک خلسه ی فکری مثل
وقتی سکوتتو فریاد میکنی خشمتو
به در و دیوار می کوبی این
لحظه ها را از تمام دنیا فرار میکنی فقط
یک شب خاص که هر دو انتخاب کردین با
شدت تمام، هر کاری که خواستین انجام میدین و
همونطور که وقتی نور میاد تاریکی ها دیده نمیشه فردا
صبح هم هیچ حرفی از کاری که کردی، به زبون جاری نمیشه این
یک شب، باعث میشه شب های دیگه اینقدر سیاه نشه
این
یک شب، از زندگی پاک میشه...
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
