▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲
...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر
نفس ها سنگین میشن احساس پاهاتو از دست میدی تپش های قلب، به قصد نجات مغزت بیشتر و بیشتر میشه ولی این اوضاع را بدتر میکنه... چون خونریزی زیادتر میشه هرچقدر زمان میگذره کمرنگ تر میشی... انگار که قراره از این دنیا پاک شی سرده... سوی چشم هات هم داره از بین میره نگاه های آخره کارهاتو کردی از اونایی که دوسشون داشتی، خدافظی کردی و یه عالمه نگفته داری اما به درک... زیر لب به همه ی اونایی که منتظر آینده بودن میگی هی گفتین بعدا هی گفتین صبر کن دیگه دیر شد ... سیاهی و تمام.
+ نگاشته شده در ساعت
نويسنده: متین| |
| Design By : MATIN |
