...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر سوز یه وقتایی هم هستداری توی تب میسوزیآب از چشمات سرازیرهسرت درد میکنه وخیلی خراب...اونوقت توی دلت بهش میگیتو که حالت خوبه... میدونمولی ببین نیستی،به چه روزی افتادم:چشمک:لبخند + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
سوز یه وقتایی هم هستداری توی تب میسوزیآب از چشمات سرازیرهسرت درد میکنه وخیلی خراب...اونوقت توی دلت بهش میگیتو که حالت خوبه... میدونمولی ببین نیستی،به چه روزی افتادم:چشمک:لبخند + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
داری توی تب میسوزی
آب از چشمات سرازیره
سرت درد میکنه و
خیلی خراب...
اونوقت توی دلت بهش میگی
تو که حالت خوبه... میدونم
ولی ببین نیستی،
به چه روزی افتادم
:چشمک
:لبخند