...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر پیچک گاهی وقت ها میشه ساعت ها به چشمهای کنجکاوش زل میزنم... اینقدر که از خستگی خوابش می گیره و دستهاش... دستهایی که تا الان محکم دور تنم پیچیده شده بود، سست میشه و دل من واسه اون گرمی وجودش تنگ...«م.ر متین» + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
پیچک گاهی وقت ها میشه ساعت ها به چشمهای کنجکاوش زل میزنم... اینقدر که از خستگی خوابش می گیره و دستهاش... دستهایی که تا الان محکم دور تنم پیچیده شده بود، سست میشه و دل من واسه اون گرمی وجودش تنگ...«م.ر متین» + نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |
گاهی وقت ها میشه ساعت ها به چشمهای کنجکاوش زل میزنم...
اینقدر که از خستگی خوابش می گیره و دستهاش...
دستهایی که تا الان محکم دور تنم پیچیده شده بود،
سست میشه و دل من واسه اون گرمی وجودش تنگ...
«م.ر متین»